قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4631

تاريخ الفي ( فارسى )

اگر غالب شوند و اگر مغلوب كه من شما را زنده نخواهم گذاشت « 1 » . » و فرستاده بازگشته سخنان او را به امراى صاحبقران گفت و ايشان دست در دامن صاحبقران زدند كه كوشش به جهت چنين شخصى بىفايده است . و آن حضرت برجاى خود ايستاده ، و چون دست چپ هر دو طرف مقابل خود را رانده بودند ، لشكريان از يكديگر گذشته هركس آنجا كه رسيده بود ، چون شب شد فرود آمد . و در آن شب چندان نوبت امير حسين التماس حضور صاحبقران نمود و چون خاطر مبارك آن حضرت از عمل روز سابق آزرده بود برفت . روز ديگر باز جانبين به جنگ مشغول شدند و سپاه خبر شكست يافت و لشكر اين طرف به تعاقب مشغول شدند . در اين حال بوق يكى از امراى جته كه با فوجى از سپاه سرگردان مىگشتند پيدا شد و سپاه شكسته را نظر بر آن بوق افتاده باز جمع شدند و حمله آوردند . مردم اين طرف كه جلو ريز به تاخت مىرفتند ، برگشته قضيه منعكس و غالب مغلوب شد و لشكر ماوراء النهر رو به گريز آورده ، در اثناى گريز گل و لاى پيش آمده ، لشكر در گل فرو رفته ، مخالفان در رسيدند و قريب به ده هزار كس را به قتل آوردند و امرا گريخته به كش آمدند و [ امير حسين ] ، امير صاحبقران را گفت كه « الوس خود را از آب گذران » آن حضرت گفت كه « من يك بار ديگر جنگ خواهم كرد . » و امير حسين ايل و الوس خود را از آب گذرانيده به شبرتو اقامت كرد كه اگر خبر مخالفت نشود ، به هندوستان رود . و امير صاحبقران بار ديگر دوازده قشون مرتب ساخت . از امرا يكى در سر شراب « 2 » ديگران را ترسانيد كه امير صاحبقران اراده دارد كه شما را گرفته نزد امير حسين فرستد . ايشان ترسيده به جانب دشمن گريختند و جمعى از ايشان را قخرجى شده بر سر ديگر امرا آوردند و عقد جمعيت آن لشكر از هم گسيخت و بالضروره صاحبقران از آب آمويه عبور نموده به بلخ آمد و تيمور خواجه اغلان را به واسطهء تقصير به ياسا رسانيدند و جمعى را به محافظت كنار آب تعيين نمود كه از غنيم خبردار باشند . و لشكر جته به سمرقند روان شدند و اهالى سمرقند از اين واقعه حيران شدند و هيچ علاجى نمىدانستند و در مسجد جامع به مشورت مشغول شدند . در آن حال مولانازاده‌اى بخارى - كه دانشمند و از بزرگ‌زادگان بخارا بود و فنون سپاهيگرى را خوب مىدانست - شمشيرى حمايل كرده برخاست و آهسته به نزديك منبر رفته به بالا برآمد و گفت : « اى مسلمانان امروز غلبهء كفار كه به قصد خان و مان و جان مسلمانان

--> ( 1 ) . مطلع السعدين : « و اگر شما گريزيد محال است كه از من خلاص يابيد . » ( 2 ) . مطلع السعدين : بر سر شراب .